تبليغاتX
شیعه

بسم الله الرحمن الرحیم

خلاصه ای از معتقدات وهابیان و عقاید مخالف آن ها

وهابیان علاوه بر اینکه ساختمان گنبد و بارگاه و گچ کاری و کتیبه را بر قبر ها حرام می دانند ، استمداد به جز خدا و شفیع قرار دادن انبیاء و اولیا را از مظاهر شرک به حساب می آورند.

در مورد شفاعت ، صنعانی می گوید : " از جمله اعمال مشرکان آنکه معتقد بودند : بتها برای آن ها شفاعت خواهند کرد و اعتقاد به شفاعت انبیاء و صالحین نیز شرک محسوب می شود و خداوند شفیع قرار دادند انبیاء را شرک خوانده و خود را از این نسبت تنزیه فرموده چرا که احدی جز با اجازه ی او حق شفاعت نزد خدا ندارد ، پس چگونه برای کسی که خدا اجازه ی شفاعت نداده ، حق شفاعت قائل می شوند و هرکس در باره زنده   یا مرده ای معتقد باشد که او را می تواند به خدا نزدیک کند , یا حاجت و نیازش را می تواند برآورد ، برای خدا شریک قایل شده چنانکه مشرکان راجع به بتها عقیده داشتند و لذا خون و  مال شان حلال بود.

در رساله دوم از " رسائل الهدیه السنیه " می نویسد : " ما برای حضرت محمد و دیگر پیامبران و فرشتگان و اولیاء و حتی اطفال بر حسب احادیث وارده به شفاعت  معتقدیم ولی شفاعت را باید از مالک آن یعنی خدا طلب کرد  . یعنی بگوییم : خدا یا شفاعت حضرت محمد (ص) را در روز قیامت درباره ما بپذیر . یا بگوییم  شفاعت بندگان صالح و فرشتگان را در حق ما قبول بفرما و حتی اگر در عالم برزخ شفاعت را از غیر خدا طلب کنیم ، دچار شرک خواهیم شد چون در جوار آن دلیلی از کتاب و سنت و سیره ی سلف صالح وجود ندارد ، بلکه به عکس دلیل داریم که طلب شفاعت از غیر خدا شرک است و رسول برای آن موضوع  ، پیکار و جنگ نموده است .

مخالفین وهابی ها درخواست شفاعت از دیگری را مانند درخواست دعا می دانند و می گویند : بدون شک طلب دعا از هر فرد مومنی صحیح و جایز است و وهابیان و پیشوای اولی آنان " ابن تیمیه "  خود به این اصل معترفند و طلب دعا از شخص زنده را جایز می دانند و حتی آن را از ضروریات دین اسلام به شمار می آورند. در نتیجه طلب شفاعت به سوی خدا از هرمومنی جایز است ، چه رسد به انبیاء و اولیا و به خصوص اشرف انبیاء محمد (ص) . علاوه بر آنکه طی احادیثی خداوند برای هرفرد مومن و فرشتگان حق شفاعت عطاکرده و شفاعت از ویژگی های پیامبران است و شفاعت طبق گزارش قرآن چنین است : الَّذینَ یَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَ مَنْ حَوْلَهُ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ یُؤْمِنُونَ بِهِ وَ یَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذینَ آمَنُوا رَبَّنا وَسِعْتَ كُلَّ شَیْ‏ءٍ رَحْمَةً وَ عِلْماً فَاغْفِرْ لِلَّذینَ تابُوا وَ اتَّبَعُوا سَبیلَكَ وَ قِهِمْ عَذابَ الْجَحیمِ ( غافر7) یعنی : آنانکه عرش الهی را و آنکه در کنارش هست ، حمل می کنند بر مومنان طلب مغفرت می نمایند و گویند پروردگارا رحمت و دانش تو همه چیز را فراگرفته است. پس ببخش آنان را که توبه کرده اند و به راه تو آمده اند و از عذاب دوزخ بازشان بدار. پروردگارا آنان را داخل بهشت فرما ؛ بهشت عدنی که وعده شان دادی و نیز وعده ی پدران صالح و شایسته شان و همسران و فرزندان ایشان را و آن ها را از بدی ها نگاهدار.

در خلاصه الاحکام می نویسد : در حدیث صحیح آمده که ابوبکر (رض) پس از رحلت پیامبر و بعد از آنکه بدن او کفن شده بود ، بر جنازه حاضر شد وکفن از روی آن حضرت کنار زد و بوسید و گفت : پدر و مادرم به قربانت در حال حیات پاک و پاکیزه بودی و پس از مرگ ما را نزد خدایت یادکن و فراموش نفرما "

راجع به استغاثه و طلب حاجت از غیر خدا ، ابن تیمیه و محمد بن عبد الوهاب خواندن غیر خدا و استعانت و طلب یاری از شخصی جز پروردگار را موجب ارتداد و کفر و شرک می دانند و مرتکب چنین کاری را در شمار بت پرستان قرار می دهند و بدون توبه خون و مالش را حلال می دانند .

مخالفین می گویند : خداوند فرموده : " وَ لَوْ أَنَّهُمْ رَضُوا ما آتاهُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ قالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ سَیُؤْتینَا اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ رَسُولُهُ إِنَّا إِلَى اللَّهِ راغِبُونَ ( التوبه 59)  و ما نَقَمُوا إِلاَّ أَنْ أَغْناهُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ مِنْ فَضْلِهِ(التوبة :  74) یعنی : و هرگاه آنان به آنچه که خدا و رسول داد ، راضی شدند و می گفتند خدا ما را بس است و به زودی خدا و رسولش از فضل خویش به عطا خواهد کرد و عیبی بر ایشان نمی گیرند جز آنکه خدا ورسولش آنان را بی نیاز کرده است. ما می دانیم که جز خدا کسی دیگر نمی تواند انسان را بی نیاز کند ولی چطور در این آیات بی نیاز کردن را به رسول خدا نسبت داده است و او را در این کار شریک می کند . آیا این جمله با جمله ی یا محمد به من روزی بده چه فرقی دارد که وهابیان آن را موجب شرک می دانند؟

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 11:22  توسط شیعه  | 
شفاعت:
طلب شفاعت از غیر خداوند به این نحو که گفته شود اى اولیاء خدا در روز قیامت شفیع من در نزد خدا باشید تا از عذاب الهى در امان باشم، صحیح نیست و فقط باید طلب شفاعت از خود خداوند صورت گیرد و خصوصاً اگر طلب شفاعت از روح مرده اى که به برزخ منتقل شده، صورت پذیرد این عین شرک محسوب خواهد گردید
!!!                                                  پاسخ:
اولا- طلب شفاعت همان "طلب دعا" مى باشد یعنى ما از افراد موجه یا ارواح مقدّسه و یا ملائکه الهى مى خواهیم که براى ما طلب آمرزش و دعا بنماید، و طلب دعا و آمرزش از پیامبر یا صالحان امرى پسندیده است که وهابیون نیز در هنگام زنده بودن فرد آن را جائز مى شمرند.
* نیشابورى در تفسیر خویش در ذیل آیه شریفه "و من یشفع شفاعة حسنة یکن له نصیب منها..." مى گوید: شفاعت به درگاه خداوند همان دعا کردن شخصى مسلمان مى باشد.
* فخررازى در تفسیر آیه شریفه "و یستغفرون للذین آمنوا ربّنا وسعت کل شى رحمةً" مى گوید: این آیه نشان مى دهد که ملائکه انسانهاى گناهکار را شفاعت مى کنند. (تفسیر مفاتیح الجنان) پس اگر ما از فرشتگان چنین تقاضایى بکنیم مرتکب خلافى نگردیده ایم.
* همچنین خداوند به پیامبر مى فرماید: "واستغفر لذنبک و للمؤمنین و المؤمنات".
* نجارى در صحیح بابى دارد بنام "اذ استشفعوا الى الامام یستسقى لهم لم یردّهم".
ثانیاً- اینکه وهابیون عنوان مى کنند طلب دعا از فرد پس از مرگ او جایز نیست و لذا نمى توان از پیامبر یا ائمه یا سایرین پس از مرگ طلب دعا نمود، نیز نادرست است چرا که براساس آیات و روایات پیامبر و ائمه و شهدا و نظایر آنان با مرگ نمى میرند و بلکه زنده مى باشند.
* "و لاتحسبن الذین قتلوا فى سبیل اللّه اموات بل هم احیاء عند ربهم یرزقون".
* على (ع) پس از تفسیل پیامبر (ص) خطاب به ایشان فرمود:
"بابى انت و امّى اذکرنا عند ربک واجعلنا من بالک"، (نهج البلاغه- خطبه 235)
* ابوبکر نیز پس از وفات پیامبر، خطاب به جسد مطهر ایشان گفت:
"بابى انت و امّى طبت حیّاً و میّتاً واذکرنا عند ربکً" (السیرة الجبیه- 3/392)
ثالثاً- آنچه شرک محسوب مى شود و توجیه عبادى و توحید افعالى را مخدوش مى سازد آن است که ما وقتى طلب شفاعت از غیر خدا مى کنیم او را قادر بالاستقلال بدانیم و به جاى خداوند او را قرار دهیم و حال آنکه چنین نیست و ما تنها آنان را به واسطه آبرویى که در نظر خداوند دارند واسطه بین خود و معبود قرار مى دهیم.
* "والذین لایدعون مع اله الهاً آخر..." (سوره شریفه فرقان- آیه 68)
آیه اشاره دارد که اگر با خدا و هم عرض او دیگرى را بخوانید مشرک گشته اید.
* "و یعبدون من دون اله ما لایفرّهم و لاینفعهم و یقولون هولاء شفعاءنا عنداله" (سوره شریفه یونس- آیه 18)
باز ملاحظه مى گردد که بحث "عبادت غیر خدا" مطرح مى باشد و ملاک شرک عبادت غیر او مى باشد.
* "و اذ تخلق من الطینى کهیة الطیر باذنى نتنفخ فیها فتکون طیراً باذنى..." (سوره شریفه مائده- آیه 110)
در این آیه شریفه نیز دیده مى شود که اگر حضرت عیسى (ع) و یا سایر اولیاء الهى قدرتى دارند همه "باذن اللّه" مى باشد و هیچ کس از خود مستقلا قدرتى ندارد، لذا اگر ما با این دیدگاه از اولیاء الهى طلب دعا و شفاعت نمائیم مشکلى ایجاد نخواهد گردید.
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم اسفند 1386ساعت 23:29  توسط شیعه  | 

 حضرت مهدي(ع) تأويل وبطون آيات سوره فجر                                                               متن حديث

1926 - ( الإمام الصادق عليه السلام ) قوله عز وجل : " والفجر : هو القائم عليه السلام . وليال عشر : الأئمة عليهم السلام من الحسن إلى الحسن . والشفع : أمير المؤمنين وفاطمة عليهما السلام . والوتر : هو الله وحده لا شريك له . والليل إذا يسر : هي دولة حبتر ، فهي تسري إلى قيام القائم عليه السلام "

منبع حديث

1926 - المصادر :
* : تأويل الآيات : ج 2 ص 792 ح 1 - ما روي بالاسناد مرفوعا ، عن عمرو بن شمر ، عن جابر بن يزيد الجعفي ، عن أبي عبد الله عليه السلام قال : -
* : البرهان : ج 4 ص 457 ح 1 - عن تأويل الآيات ، بتفاوت يسير .
* : البحار : ج 24 ص 78 ب 30 ح 19 - عن تأويل الآيات ، بتفاوت يسير ، وقال " لعل التعبير عنهم عليهم السلام لبيان مغلوبيتهم واختفائهم خوفا من المخالفين " .
* : العوالم : ج 15 الجزء 3 ص 30 ح 21 - عن تأويل الآيات

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم بهمن 1386ساعت 17:17  توسط شیعه  | 

                                                     يا حسين(ع)
اي تمام معني و اوصاف عشق
عين عشق و شين عشق و قاف عشق
عشق از تو در سرافرازي شده
عشقبازي بعد تو بازي شده                                                                                                       
ایام سوگواری امام حسین (ع) و اصحابشان را به تمامی مسلمانان جهان تسلیت می گویم.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 13:10  توسط شیعه  | 
این هم اصل و نسب خلیفه دوم: روايت كرده اند بعضي از اصحاب ما از محمد ابن شهر اشوب و غيره كه: صهاك كنيز حبشي عبدالمطلب بود.(البته اين كنيز زناكار بوده و در قديم براي اينكه زنان بدكاره را از اينكار منع كنند يك تكه پوست دور شكم و عورت انها مي پيچيدند تا خشك شود و ديگر مجال زنا را نداشته باشند)صهاك شتران عبدالمطلب را به چرا مي برد.روزي شخصي به نام نفيل به صهاك تجاوز مي كند ( او را در يك تشت پر از شير مي نشاند تا پوست پيچيده شده نرم شود و ان را باز كند) و از ان زن پسري به نام خطاب بدنيا مي ايد . سپس بعد ازاينكه خطاب به سن بلوغ رسيد به مادرش صهاك طمع كرد و به او تجاوز مي كند و از ان زن(صهاك) كه مادرخطاب بود دختري به دنيا مي ايد. صهاك از ترس اربابش دختر رادر پشم پيچانده و بر سر راه مي گذارد . و هاشم بن مغيره ان دختر را كنار راه  مي بيند .پس او را برده و بزرگ ميكند و نام او را حنتمه مي گذارد.وقتي كه دختر بزرگ شد خطاب (كه در واقع پدر و برادر ان دختر بود ) او را مي بيند و به او ميل مي كند و او را از هاشم بن مغيره خواستگاري ميكند و با حنتمه(كه در واقع خواهر دخترش بود)ازدواج مي كند و بعد پسري به نام عمربدنيا مي اورد.پس نتيجه خطاب پدر بزرگ و پدر و دايي عمراست. و حنتمه مادر و خواهر و عمه عمر مي شود.

بحارالأنوار 31    نسبه و ولادته عمربن الخطاب...  ص : 97


+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 23:53  توسط شیعه  | 
سلام دوستان عزيز.اين هم چند تا از کتابهاي ضد وهابيت حاوي نقد اين فرقه ضاله:  افشاي ماهيت وهابيت(دکتر عصام العماد). نقد شيخ محمد عبد الوهاب از درون (دکتر عصام العماد).روشي نو و صحيح در گفتگوي اعتقادي با وهّابيت (دکتر عصام العماد).وهابيت تندرو وبازگشت به عصر جاهليت‏(جمعى از انديشمندان اسلامى‏ ). انشاالله بزودي کتابهاي جديدتري رو معرفي خواهم کرد.
+ نوشته شده در  دوشنبه دهم دی 1386ساعت 22:17  توسط شیعه  | 
نگاه فرقه وهابيت فقط در مورد قبور است و انفجار قبوري كه در دنيا صورت مي‌گيرد ناشي از اين تفكر است
 

عصام العماد، حركت وهابيت را در جهت اهداف انگليس و آمريكا و اسرائيل برشمرد و گفت: اين مذهب نگاهش فقط در مورد قبور است و به امور ديگر اهتمام ندارد و معتقدند زيارت قبور شرك است و انفجار قبوري كه در دنيا صورت مي‌گيرد ناشي از اين تفكر است. اين تا جايي بوده است كه برخي از علماء گفته بودند، گويي شيخ محمد عبدالوهاب در مقبره متولد شده و بنابراين عقده‌اي دروني در اين مورد دارد.

وهابيون چون درك درستي از معارف ندارند امور عرفي را داخل در مفهوم بدعت مي‌دانند

وي، بناي قبور و اشكال مختلف مقبره را از جمله امور عرفي برشمرد و اضافه كرد: وهابيون چون درك درستي از معارف ندارند امور عرفي را داخل در مفهوم بدعت مي‌دانند.

به اعتقاد عبدالوهاب، مشركين مسلمان از مشركين دوران پيامبر مانند ابولهب و ابوجهل بدتر و ملعون‌ترند

مدرس مجمع جهاني اهل بیت علیهم السلام گفت: محمد عبدالوهاب آن‌چنان در مورد مسلمانان تندرو بود كه در كتاب خود نوشته است مشركين مسلمان از مشركين دوران پيامبر مانند ابولهب و ابوجهل بدتر و ملعون‌ترند
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386ساعت 0:37  توسط شیعه  | 
         شهادت امام محمد باقر(ع) برتمام شیعیان تسلیت باد

      •                              
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 23:48  توسط شیعه  | 
برادر مسلمانم محمود عزیز باید بگویم که  برای دیدن توهین هایی که به شیعیان میشود نیازی به جستجوی زیادی نداری ومیتوانی به سایتهای مختلف برادرانت(اهل سنت) مراجعه کنی. توهین هایی که به شیعیان ومقدساتشان میشود هزاران برابر است.کدام اقلیت بنده خدا، آیادراین کشور آزاری به اهل سنت رسیده است؟ خواسته ات را انجام میدهم  که این زخمی است که بر قلب شیعه مانده است و میماند.زخمی که دومی بر بازو وصورت جگرگوشه پیامبر(ص) به جاگذاشت. پس به نظر تو نیاز نیست بیشتر فکر وتاریخ رو بیشتر مطالعه کنی...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 23:11  توسط شیعه  | 

   به دشمن علی بگو نماز خود قضاکند              نمازبی ولای او عبادتی است بی وضو

 


+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 22:42  توسط شیعه  | 

                               سلفیت و مراحل سه گانه تاریخى آن
سلفیت مکتبى است مبتنى بر بازگشت به سیره و اندیشه که به حدیث گرایى شناخته مى شود. عمده ویژگیهایى این مکتب اخذ به ظواهرآیات و روایات و نفى هر گونه تفسیر و تاویل، حدیث گرایى افراطى، تقلید محض از رفتار و اعمال سلف، گریز از نوآورى و اجتهاد مى باشد. این جریان فکرى در پى علل و عواملى شکل گرفت که مهمترین آنها ضایعه جبران ناپذیر از دست رفتن گنجینه احادیث پس از منع کتابت حدیث در زمان عمر.
تلاشهاى معاندان و مخالفان در ترویج اسرائیلیات و خرافات، امکان بودن تمسک به ظواهر احادیث، آشنا نبودن بسیارى از سلف با علوم عقلى و حقایق عمیق اسلامى، در نگهداشته شدن مردم از معارف اهل بیت، جدالهاى مکاتب کلامى و ظهور افکار گوناگون و نیز پیدایش مکاتب راى و قیاس و اجتهادات عقلى است.
الف: سلفیت نخستین.پیشگامان سلفیت نخستین مالک بن انس، سفیان بن ثورى، ابن ابى لیلى، داوودبن اصفهانى، ابن مبارک اسحاِ بن راهوى و حسین بن على کرابیى بودند. این دوره که همان ویژگیهاى فوِ الذکر سلفیت را داشتند در مکتب حدیثى احمدبن حنبل به عنوان یک اندیشه و روش سامان یافته تجسم یافت. عقاید اشعرى که بعدها انجام یافت تلفیقى بود از عقاید و مکتب احمد که با نوعى عقلانیت آنرا تعدیل کرده بودند. اگر چه چالشهاى بین متکلمان اشاعره و اهل بیت حدیث به مرور تشدید شد و به انزواى اهل حدیث و سلفیت نخستین و غلبه اشاعره منجر شد.
ب: سلفیت قرن هشتم.با ظهور ابوالعباس احمدبن عبدالحلیم معروف به ابن تمیمه و شاگردش ابن القیم جوزى در این قرن سلفیت احیاء مجدد گردید و در غالبى ضد علوى و با گرایشات عثمانى، علاوه بر عقاید و افکارات سلفیت اول، بدعت شمردن و شرک دانستن تبرک، توسل، شفاعت، زیادت قبور اولیاء، بزرگداشت موالید و وفایات، در حوزه توحید و بدعت،و... رانیز به سلفیت افزود.
ج: سلفیت جدید. سلفیت قرن هشتم که با تبعید و زندانى شدن ابن تمیم و مردود شدن افکارش به حاشیه رانده شده بود با بروز محمدبن عبدالوهاب نجدى در قرن دوازدهم جان دوباره اى گرفت و این باره نیز بر گستره عقاید خود با حرام دانستن مظاهر تمدن جدید از قبیل رادیو، تلفن، قهوه، کتب منطق و بدعت شمرده آن افزود. در این دوره سلفیت با شدت بیشترى به میدان آمد و با همکارى جانب حکومت آل سعود به ترویج و تبلیغ خود همت گمارد. این تلاشها بویژه بعد از پیروزى انقلاب اسلامى و به جهت تقابل با افکار انقلابى حضرت امام و اندیشه اسلام ناب محمدى (ص) و با حمایتهاى سیاسى بین المللى و نیز ذخایر سرشار منابع نفتى، امروزه گستره اى بین المللى یافته و سالانه میلیاردها دلار و ریال سعودى را به خود مصروف مى سازد.

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 22:25  توسط شیعه  | 
بزرگ‌ترين مشكل دنياي اسلام حركت وهابيت است
 

 شيخ محمدسعيد رمضان لوطي كه از فقهاي بزرگ است، گفته بود «حدود 200 متفكر اسلامي از سراسر جهان اجتماعي تشكيل داديم تا مشكلات جهان اسلام را بيابيم و حل كنيم. پس از بحث به اين نتيجه رسيديم كه بزرگ‌ترين مشكل كه دنياي اسلام با آن دست و پنجه نرم مي‌كند حركت وهابيت است.» اينان مشكلاتي در تمام دنيا اعم از آمريكا و فرانسه، آلمان و چين و تمام جاهايي كه در آن نفوذ كرده‌اند، ايجاد نموده‌اند.

دكتر العماد از قول دكتر علامه يوسف قرضاوي نقل كرد: در دنياي اسلام كسي اعم از مرده و زنده وجود ندارد مگر اينكه وهابيت كتابي در لعن آن نوشته است چه شيعه باشد چه سني، چه زيدي و چه...

وي خاطر نشان كرد: به عنوان مثال يك وهابي كتابي در رد سيد جمال‌الدين اسدآبادي به نام «تحذير الامم من كلب العجم = برحذر داشتن امت از ...فارسي» نوشته است. يك وهابي ديگر كتابي در رد صاحب «تفسير المنار» به نام «صواعق من النار علي صاحب المنار: هجوم شعله‌هاي آتش بر سر صاحب كتاب المنار» نوشته است. ديگري كتابي به نام «الكلب العالي يوسف القرضاوي: ... بزرگ يوسف قرضاوي» نوشته است.

 
تمام نوشته‌هاي آنان فقط و فقط عليه مسلمانان است
 

عصام گفت: بنده قبل از شيعه شدنم نزد فردي به نام «المدخلي» درس مي‌خواندم كه نزد اين شيخ قريب 100 كتاب در لعن و رد بزرگان اسلام اعم از «سيد محمد قطب»، «شيخ محمد غزالي»، «آيت‌الله خويي»، «شيخ محمد عبده» و ... وجود داشت. اين در حالي است كه ما در ميان كتب وهابيون كتابي در رد ماركسيست، بودائيسم، بهائيت و تفكرات اسراييلي و آمريكايي نمي‌بينيم. تمام نوشته‌هاي آنان فقط و فقط عليه مسلمانان است
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 0:3  توسط شیعه  | 
                لعنت بر بانیانش
+ نوشته شده در  شنبه هفدهم آذر 1386ساعت 23:54  توسط شیعه  | 

نقد وهابيت در باب تكفير

در اينجا لازم است به سخنان بعضی از علمای مذهب وهابيت يا بعضی از مذاهب كلامی ديگر اشاره كنيم. آنان حكم به كفر مسلمانانی مي‌كنند كه در التزامات عملی خود طبق اجتهادات ايشان عمل نمي‌كنند يا احاديث مورد قبول اينان را فاقد حجّيت مي‌دانند. اينان اين دسته از مسلمانان را خارج از اسلام يا مشرك مي‌دانند. مسأله ايمان به شفاعت پيامبران و اولياء و توسل به ايشان و زيارت قبور آنان نيز همين‌ گونه است. كار به جايی رسيده است كه وهابي‌ها بر اساس حلال بودن ريختن خون كافر يا مشرك، ريختن خون اين مسلمانان را نيز حلال مي‌شمارند.

مشكل بعضی از اينان اين است كه فاقد عقل باز هستند و در اصول عقايد و احكام دين فرهنگ و آگاهی عميق ندارند تا به گفتمان و جدال بهتر در اين امور بپردازند. اينان فتوا به قتل مسلمانانی مي‌دهند كه باورهای اينان را قبول ندارند.

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم آذر 1386ساعت 23:29  توسط شیعه  | 
موضوع : تشابه بين وهابي ها وخوارج

با مراجعه به تاريخ خوارج و بررسي حالات آنان روشن مي شود که در موارد گوناگوني اين دو فرقه شبيه يکديگرند که به برخي از آن ها اشاره مي کنيم:

۱.خوارج آراي شاذ و خلاف مشهور داشتند مثل قول به اين که مرتکب گناه کبيره کافر است  وهابيان نيز چنينند.

۲.خوارج معتقدند که مي توان دارالسلام را در صورتي که ساکنان آن مرتکب گناه کبيره شوند دار الحرب ناميد وهابيان نيز اين گونه اند.

۳.در سخت گيري در دين و جمود و تحجر در فهم آن شبيه هم بودند خوارج به کلمه لا حکم الا لله تمسک کرده و امام علي عليه السلام را از حکم خلع کردند وهابيان نيز با ملاحضه برخي از آيات و عدم توجه به بقيه  حکم به تکفير مسلمين نمودند.

۴.در احاديث در وصف خوارج مي خوانيم :انان اهل اسلام را مي کشند وبت پرستان را رها مي کنند.(مجموع فتاوا  ابن تيميه ج ۱۳ ص ۳۲) اين عمل در وهابيا ن نيز هست.

 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم آذر 1386ساعت 23:26  توسط شیعه  | 
اعلام رسمى جهاد بر ضدّ شیعة

از شیخ عبد الرحمان براك از مفتیان سعودى استفتا شده: «هل یمكن أن یكون هناك جهاد بین فئتین من المسلمین (أی: السنة مقابل الشیعة؟».

آیا امكان جهاد میان اهل سنت و شیعه وجود دارد؟

وى پاسخ داده: «... إن كان لأهل السنة دولة وقوة وأظهر الشیعة بدعهم ، وشركهم ، واعتقاداتهم ، فإن على أهل السنة أن یجاهدوهم بالقتال...
اگر اهل سنت داراى دولت مقتدى باشند و شیعه برنامه شرك آمیز خود را اظهار نمایند (مانند اعتقاد به وصایت على (علیه السلام) بعد از پیامبر گرامى و مراسم عزادارى براى امام حسین (علیه السلام) و توسل به امیر المؤمنین و حسین (علیهما السلام)). در این صورت بر اهل سنت واجب است كه علیه شیعه اعلام جهاد نموده و آنان را به قتل برساند.
+ نوشته شده در  شنبه هفدهم آذر 1386ساعت 17:32  توسط شیعه  | 

چشم انداز مذهب شیعه


یكى از انگیزه هاى تهاجم وسیع وهّابیّت بر ضدّ مذهب اهل بیت (علیهم السلام)، ترس و وحشت آنان از گسترش فرهنگ برخاسته از قرآن در میان جوانان و دانشمندان تحصیل كرده و استقبال آنان از این مكتب نورانى مطابق با سنّت راستین محمّدى(صلى الله علیه وآله وسلم)است، به چند نمونه توجّه كنید:


دكتر عصام العماد، فارغ التحصیل دانشگاه «الإمام محمّد بن سعود» در ریاض و شاگرد بن باز (مفتى اعظم سعودى) و امام جماعت یكى از مساجد بزرگ صنعاء و از مبلّغین وهّابیّت در یمن كه كتابى نیز در اثبات كفر و شرك شیعه تحت عنوان: «الصلة بین الإثنی عشریّة وفرق الغلاة» نوشته است با آشنایى با یكى از جوانهاى شیعه، با فرهنگ نورانى تشیّع آشنا شد و از فرقه وهّابیّت دست كشید و به مذهب شیعه مشرّف گردید.


دكتر عصام در كتابى كه به همین مناسبت تألیف نموده، مى نویسد:


با مطالعه كتابهایى كه وهّابیّت در سالهاى اخیر نوشته اند، به یقین در مى یابیم كه آنان احساس كرده اند كه تنها مذهب آینده، همان مذهب شیعه امامیّه است: «وكلَّما نقرأ كتابات إخواننا الوهّابیّین نزداد یقیناً بأنّ المستقبل للمذهب الاثنی عشری لأنّهم یتابعون حركة الانتشار السریعة لهذا المذهب فی وسط الوهّابیّین وغیرهم من المسلمین»(1).


(هنگامى كه كتابهاى برادران وهّابى را مى خوانیم بر یقین ما افزوده مى شود كه آینده از آن مذهب تشیّع است، زیرا آنان خود وسیله انتشار سریع و آشنائى با مذهب تشیّع در بین وهّابیان مى باشند).


سپس از قول شیخ عبد اللّه الغُنیمان استاد «الجامعة الإسلامیّة» در مدینه منوّره نقل مى كند: «إنّ الوهّابیّین على یقین بأنّ المذهب (الاثنی عشر) هو الذی سوف یجذبُ إلیه كلّ أهل السنَّة وكلّ الوهّابیّین فی المستقبل القریب» (وهّابیون به یقین دریافته اند، تنها مذهبى كه در آینده، اهل سنّت و وهّابیّت را به طرف خود جذب خواهد كرد، همان مذهب شیعه امامى است(2).


آقاى شیخ ربیع بن محمّد، از نویسندگان بزرگ سعودى مى نویسد: «وممّا زاد عجبی من هذا الأمر أنّ إخواناً لنا ومنهم أبناء أحد العلماء الكبار المشهورین فی مصر، ومنهم طلاّب علم طالما جلسوا معنا فی حلقات العلم، ومنهم بعضُ الإخوان الذین كنّا نُحْسن الظنَّ بهم سلكوا هذا الدَرْب، وهذا الاتّجاه الجدید هو (التشیّع)، وبطبیعة الحال أدركت منذ اللحظة الأولى أنّ هؤلاء الإخوة ـ كغیرهم فی العالم الإسلامی ـ بهرتهم أضواء الثورة الإیرانیّة»(3).


(آنچه كه باعث فزونى شگفتى من گردیده، این است كه برخى از برادران وهّابى و فرزندان شخصیّتهاى علمى و دانشجویان مصرى، اخیراً به سراغ مكتب تشیّع رفته اند).


شیخ محمّد مغراوى از دیگر نویسندگان مشهور وهّابى مى گوید: باگسترش مذهب تشیّع در میان جوانهاى مشرق زمین، بیم آنرا دارم كه این فرهنگ در میان جوانهاى مغرب زمین نیز گسترده شود: «بعد انتشار المذهب الإثنی عشری فی مشرق العالم الإسلامی، فخفت على الشباب فی بلاد المغرب ... »(4).


دكتر ناصر قفارى استاد دانشگاههاى مدینه مى نویسد: «وقد تشیّع بسبب الجهود التی یبذلها شیوخ الإثنی عشریّة من شباب المسلمین، ومن یطالع كتاب «عنوان المجد فی تاریخ البصرة ونجد» یَهُولُه الأمر حیث یجدُ قبائل بأكملها قد تشیّعت»(5).(اخیراً تعداد زیادى از اهل سنّت به طرف مذهب شیعه گرویده اند و اگر كسى كتاب «عنوان المجد فی تاریخ البصرة ونجد» را مطالعه كند به وحشت مى افتد كه چگونه برخى از قبایل عربى به صورت كامل، مذهب شیعه را پذیرفته اند).


جالبتر ازاینها سخن شیخ مجدى محمّد على محمّد نویسنده بزرگ وهّابى است كه مى گوید: «جاءنی شابّ من أهل السنّة حیران، وسبب حیرته أنّه قد امتدّت إلیه أیدی الشیعة ... حتّى ظنّ المسكین أنّهم ملائكة الرحمة وفرسان الحقّ»(6).


(یكى از جوانهاى اهل سنّت حیرت زده نزد من آمد وقتى كه علّت حیرت او را جویا شدم، دریافتم كه دست یكى از شیعیان به وى رسیده است، و این جوان سنّى تصوّر كرده است كه شیعیان ملائكه رحمت، و شیر بیشه حقّ مى باشند).


 


+ نوشته شده در  شنبه هفدهم آذر 1386ساعت 17:18  توسط شیعه  | 
سلام دوستان .این وبلاگ جهت نقد فرقه ضاله وهابیت راه اندازی شده است. منتظر همیاریتان هستم. 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم آذر 1386ساعت 17:12  توسط شیعه  |